کسب عنوان تنها بانوی مدیر نمونه جوان در نهمین جشنواره ملی مدیران و تولید کنندگان جوان توسط خانم دکتر

امسال نیز همچون سالهای گذشته خانه صنعت، معدن و تجارت جوانان ایران نهمین جشنواره سالیانه خود را به منظور تقدیر ازمدیران، تولید کنندگان و کارآفرینان جوان با حضور مدیران و مسئولان بخشهای دولتی و صنعتی در پاییز 94 برگزار نمود.
زینب حبیبی تبار
جوانان ایران نهمین جشنواره سالیانه خود را به منظور

در این مراسم که در روز دوشنبه، مورخ 25 آبان ماه 1394 در مرکز همایشهای بین المللی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برگزار گردید، پس از سخنرانی آقایان مهندس شریعتی "دبیر برگزاری جشنواره"،  مهندس آرمان خالقی "عضو هیئت رئیسه خانه  صنعت، معدن و تجارتآمادیو "نماینده یونیدو" ، آقای دکتر جلالی "دبیر خانه اقتصاد ایران" ، آقای دکتر علی شمخانی" دبیر عالی شورای امنیت ملی" و با حضور آقای مهندس هاشمی "استاندارد محترم تهران" مدیران و کارآفرینان جوان بخشهای مختلف صنعتی، خدماتی و تولیدی مورد تقدیر و قدردانی قرار گرفتند.

طی این مراسم سرکار خانم دکتر زینب حبیبی تبار، مدیر عامل شایسته ی شرکت آموزشی پدیده تبار بعنوان تنها بانوی برگزیده  به عنوان مدیر نمونه جوان مورد تجلیل و تشویق بزرگان قرار گرفت و لوح و تندیس  را به خود اختصاص دادند.

جهت مشاهده عکسهای بیشتر اینجا کلیک کنید...

تأثیر کم خوابی برعملکرد بهینه افراد

برای موفقیت بخوابید!

گرچه این فکر که می‌توانید با کمتر خوابیدن، کارهای بیشتری را در روز به انجام برسانید، فکر وسوسه‌کننده‌ای است، اما اکثر مردم اگر مدتی خواب خود را محدود کنند، نمی‌توانند عملکرد بهینه داشت باشند. براساس پژوهشی که بنیاد ملی خواب آمریکا انجام داده، اکثر بزرگسالان برای اینکه احساس استراحت کافی داشته باشند و دچار عوارض کم خوابی نشوند، حداقل به 7 ساعت خواب نیاز دارند.

برای موفقیت بخوابید!

به گزارش هافینگتون‌پست، از اینکه وقتی را به خواب اختصاص می‌دهید، احساس گناه نکنید. در عوض به این فکر کنید که خواب مناسب چقدر می‌تواند به شما در رسیدن به اهدافتان کمک کند.

خواب میزان یادگیری شما را افزایش می‌دهد
بسیاری از افراد موفق در کسب و کار معتقدند که یکی از جنبه‌های مهم موفقیت رشد مستمر و یادگیری چیزهای جدید است. از طرف دیگر، کار اصلی دانشجویان و دانش‌آموزان هم یادگیری است.

در وبسایت خواب سالم هاروارد آمده است که فقدان خواب باعث کاهش توجه و انگیزه شده و اکتساب اطلاعات جدید را مشکل می‌کند. خواب همچنین در تثبیت خاطرات جدید نقش دارد و شما را قادر می‌سازد تا بعداً اطلاعات را به خاطر بیاورید.

پژوهشها نشان داده که خواب شبانه برای حافظۀ بیانی (دانستن حقایق) و حافظۀ فرآیندی (دانستن چگونگی انجام کارها) اهمیت دارد.

خواب خلاقیت را تقویت می‌کند
خلاقیت برای بسیاری از دانشجویان، کارآفرینان و افرادی که در کسب و کار حضور دارند، اهمیتی اساسی دارد. ایده‌های خلاقانه در حالت کم‌خوابی به سراغ برخی می‌آید، اما در کل خستگی و خواب‌آلودگی از چابکی مغزتان می‌کاهد و از توانایی آن در یافتن راه حلهای پیچیده و تازه برای مشکلات می‌کاهد.

یک تحقیق در دانشگاه هاروارد نشان داده است که خواب توانایی فرد را برای ایجاد ارتباط میان ایده‌هایی که ارتباط دوری از هم دارند، 33 درصد افزایش می‌دهد.

خواب احتمال خطا را کاهش می‌دهد
وقتی که دچار کمبود خواب باشید، سرعت عکس‌العمل، قابلیتهای تصمیم و حافظه‌تان همگی دچار اختلال می‌شوند. این عوامل در کنار هم باعث می‌شوند که احتمال اشتباه بالا رود.

این امر در دانشجویان به معنی گرفتن نمره‌های بدتر در امتحانات است. در محل کار، این امر حتی به معنی خطاهای بیشتر و خطرات بیشتر هم هست.

برای مثال خلبانها را در نظر بگیرید. ادارۀ فدرال هوانوردی می‌گوید که خستگی خلبان میزان توجه، دقت و سرعت عکس‌العمل او را کاهش می‌دهد و خستگی را یکی از عوامل اصلی چندین حادثۀ هوایی بزرگ می‌داند.

حتی اگر شغل پرریسکی که با جان و سلامت مردم سروکار دارد نیز نداشته باشید، ارتکاب خطا می‌تواند ضرر مالی و زمانی زیادی به شما بزند و سردرد برایتان به همراه بیاورد.

خواب خطر تصادفات را کاهش می‌دهد
ادارۀ ملی امنیت ترافیک بزرگراهی آمریکا تخمین می‌زند که سالانه 100000 تصادف و 40000 مجروحیت به دلیل رانندگی در هنگام خواب‌آلودگی رخ می‌دهند. حتی پس 16 ساعت بیداری هم، در توانایی‌هایتان اختلال ایجاد می‌شود و اگر این زمان به 24 ساعت برسد، عملاً انگار در حالت مستی دارید رانندگی می‌کنید.

همچنین یک تحقیق دیگر نشان داده است که کسانی شیفتهای 24 ساعته دارند، دو برابر بیش از دیگران در معرض خطر تصادف هستند.

خواب سیستم ایمنی بدنتان را تقویت می‌کند
در اینجا خواب به طور غیرمستقیم با میزان بهره‌وریتان ارتباط پیدا می‌کند. خواب از طریق افزایش قابلیت بدنتان برای مقاومت در برابر بیماری‌ها و مبارزه با آنها می‌تواند به بالا رفتن کارایی شما منجر شود.

وقتی که کمبود خواب داشته باشید، سیستم ایمنی بدنتان عملکرد بهینه ندارد. این امر باعث آسیب‌پذیری بیشتر شما در برابر سرماخوردگی و آنفولانزا می‌شود و حداقلش این است که چند روزی از کار و زندگی می‌افتید.

افکاری که باعث ثروتمند شدنتان میشوند…

 چطور افکارتان میتوانند شما را ثروتمند کنند؟

 آیا دقت کردین چطور بعضی افراد به راحتی آب خوردن درآمدشان را افزایش میدهند؟
آیا تا به حال برایتان سوال بوده چطور برای بعضی افراد از در و دیوار پول می بارد؟

چطور افکارتان میتوانند شما را ثروتمند کنند؟

آیا اصلا تا به حال فکرش را کردید شما هم میتوانید به راحتی آب خوردن درآمدتان را افزایش دهید و کاری کنید از در و دیوار برایتان پول ببارد؟ اگر تصورش را نکردید، زیرا فکر کردید غیرممکن است، باید بدانید در اشتباه هستید

معمولا ثروتمند شدن، برای اکثر افراد تبدیل به یک رویای غیرممکن تبدیل شده، زیرا این افراد نه اینکه نمیخواهند، بلکه هرگز راه ثروتمند شدن را یاد نگرفته اند. اگر مطلب قبلی ما در رابطه با روانشناس مشهور، آبراهام مازلو را در لاپلاس خوانده باشید؛ قانونی را خواندید که به شما میگوید، شما در زندگی دو گزینه بیشتر ندارید یا در هر کاری پیشرفت میکنید، یا پسرفت هیچ انتخاب دیگری بین این دو گزینه وجود ندارد.

 این قانون، در مورد جریان پولی زندگیتان نیز صادق است.

شما اگر جریان پولی را که وارد زندگیتان میکنید افزایش ندهید، مطمئن باشید کاهش می یابد. حتی اگر میزان آنرا نیز ثابت نگه دارید، تورم باعث از دست رفتن ارزش آن میشود

پس راه حل چیست؟

راه حل این مسئله افکار شماست. قدرت افکار، قدرتی تازه کشف شده نیست ! حتی فیلسوف یونانی ارسطو نیز که قبل از میلاد می زیسته به قدرت خلاق افکار اشاره کرده، بودا نیز فکر را، خالق اوضاع و شرایط زندگی دانسته طوری که در کتیبه هایی سخن بودا یافت شده که میگوید: "شما ذهن تان هستید. هر آنچه را که فکر میکنید، در واقعیت هستید." قدرت افکار را نیز پیامبران هر دینی به آن اشاره داشته اند.

 پس برای بررسی صحت قدرت افکار، به غیر از قوانین الهی، قوانین علمی را نیز میتوانیم با تحقیقات دانشمندان و روانشناسان بپذیریم. زمانی که در دانشگاه MIT بر روی تیم بسکتبال دانشگاه آزمایشی برای اثبات قدرت افکار انجام شد، در آزمایش تیم بستکتبال دو گروه شدند و گروه اول هر روز به مدت 30 روز تمرین پرتاب توپ کردند، اما گروه دوم، هر روز به مدت 20 دقیقه فقط به صورت ذهنی اقدام به پرتاب توپ میکرد.

بعد از 1 ماه آزمایش تمام شد و عملکر آنها نسبت به عملکرد 1 ماه قبل آنها مقایسه شد.
در کمال ناباوری، گروه دوم که یکماه هیچ کوشش فیزیکی برای بهتر کردن پرتاب توپ نکرده بود، 20% عملکر بهتری بدست آورده بود. این آزمایش تنها یک نمونه از هزاران آزمایشی بود که در نشریات مختلف از اثبات قدرت افکار به چاپ رسید، است.

و اما یک نتیجه گیری مهماگر افکار، چنان قدرتی دارند که میتوانند عملکرد ورزشکار را در زمین ورزش بهبود دهد، پس میتواند عملکرد انسان را برای افزایش جریان مالی در زندگیش افزایش دهد.

چطور افکارتان میتوانند شما را ثروتمند کنند؟
 به زبان ساده تر، شما اگر بتوانید از افکارتان به شیوه صحیح استفاده کنید، میتوانید ثروتمند شوید. یکی از راه های اینکه ثروتمند شوید، دقیقا فکر کردن مانند افراد میلیاردر است.

شما اگر بدانید افکار میلیاردر در مورد موضوعات مختلف چطور و با چه اصولی فکر میکنند، بدون شک با تکرار آن شما نیز جزو این دسته افراد قرار خواهید گرفت. چرا؟ چون میلیاردرها فقط میدانند چه تصمیم هایی باعث ثروتمند شدن بیشترشان میشود، شما نیز اگر مانند آنها فکر کنید، تصمیم هایی میگیرد به ثروتمند شدن شما کمک کند.

جهت مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید...

توصیه هایی برای موفقیت در بازاریابی محتوایی

مراجعه کنندگان می خواهند «ببینند» چه چیزی برای گفتن دارید، نه اینکه بخوانند. هر بار که ایده ای جدید برای یک مطلب داشتید، ابتدا فکر کنید چطور می توانید آن را به صورت تصویری ارائه کنید.

توصیه هایی برای موفقیت در بازاریابی محتوایی

اگر بخواهیم یک دلیل برای وجود بازاریابی محتوا ارائه کنیم، آن جلب توجه است. افراد و شرکت هایی که به بازاریابی محتوا می پردازند، انرژی و زمان زیادی صرف می کنند تا مطمئن شوند محتوایی که ارائه می کنند خلاق و گیراست و بین مردم به اشتراک گذاشته شده و همه جا پخش می شود.

با توجه به تغییرات مداوم در الگوریتم های موتورهای جستجو، ناپایداری وفاداری مخاطبان هدف، تغییر در میزان محبوبیت دستگاه ها و موارد دیگر، بازاریابی محتوا به یک مسابقه بزرگ تبدیل شده که هر کس سعی دارد از دیگران عقب نماند. مسابقه ای که به این زودی ها پایانی ندارد. به منظور اطمینان از اینکه بهترین تلاش ممکن را در این زمینه انجام می دهید، در اینجا 10 پیشنهاد ارائه کرده ایم که می تواند به بازاریابان محتوا کمک کند تا در این مسابقه پا به پای تغییرات و تحولات پیش بروند.

به نسل جوان توجه کنید

این نسل همان نسلی هستند که کاملا با یکدیگر در ارتباطند، افراد 18 تا 34 ساله ای که در حال حاضر مسئول 500 میلیارد دلاری هستند که سالانه برای اینترنت پرداخت می شود و تنها چند سال دیگر 75 درصد نیروی کار را تشکیل می دهند. این موارد تعدادی از مشخصه های این گروه است که بهتر است در استراتژی های بازاریابی شما به آنها دقت شود:

- تمام وقت با یکدیگر در ارتباط هستند.

- از روش های سنتی که کسب و کارها سعی دارند به آنها دسترسی داشته باشند، جدا هستند؛ حتی اگر از طریق بازاریابی محتوا باشد.

- برای پیشنهاد و مشورت به دوستان شان اعتماد می کنند.

- نمی خواهند «وادار» به انجام کاری شوند.

- برای اینکه مطلبی را بخوانند و به اشتراک بگذارند، به دلیل نیاز دارند؛ اینکه برایشان جالب باشد، سرگرم شوند، از آنها خواسته شده باشد که مشارکت کنند، نکات دقیق و ظریف و همچنین اعتبار، اصالت و مسئولیت اجتماعی را در آن ببینند.

برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید...

بدست آوردن ترفیع بعدی

خیلی از مردم فکر می کنند که اگر آنها برای مدتی، سختی و مشقت کار را تحمل کنند، ترفیع می گیرند. بعضی وقت ها همینطور است . اما نه همیشه کار شما رسیدن به ترفیعی است که آرزویش را داشتید، چون با روش درستی آن ترفیع را خواسته اید. پس بیاید کمی در مورد چیزهایی که باعث ترفیع گرفتن می شوند صحبت کنیم. این ۶ تاکتیک حیاتی را در نظر بگیرید.

بدست آوردن ترفیع بعدی

اولین و مهمترین مورد این است که یک سابقه از عملکرد خوبتان درست کنید. هیچ چیز به اندازه ی بازده کاری موفق نمی تواند به شما کمک کند. کاری که به وضوح، بهتر از میانگین عملکرد هم رده های شما باشد. این مورد، پایه ی ارتقاء و ترفیع است.

بیایید با نیاز شما برای اعلام علاقه تان به ارتقاء شروع کنیم؛ وقتی که شما نمی توانید همیشه درباره توانایی هایتان حرف بزنید، ولی بعضی وقتها هم نیازدارید که خودتان را نشان دهید.شما باید هر چند ماه یکبار با رئیس یا شخص دیگری که مرتبط با کار شما است صحبت کنید و مطمئن شوید که آن ها از تمایل شما به ارتقاء به خوبی مطلع هستند. هیچوقت تصور نکنید که آنها از خواسته های شما خبر دارند.

تاکتیک بعدی ، یادگرفتن مهارت های جدید است . شما یک دارایی با ارزش هستید و طبیعتاً می خواهید این دارایی در طی زمان با ارزش تر هم شود و این کار را با یادگرفتن مهارت ها و توانایی های جدید انجام می دهید.

این کار ممکن است آشنایی با یک خط تولید جدید باشد یا آشنایی با یک برنامه ی نرم افزاری درون سازمانی. یا چند مهارت و فرایند کاری دیگر. افزایش مهارت های شما، نه تنها در انجام کارهایتان به شما کمک می کند، بلکه به بقیه هم نشان می دهد که شما همیشه دنبال یادگرفتن هستید که همین موضوع شما را بیش از قبل شایسته دریافت ترفیع می کند. همینطور، علاوه بر وظایف عادی ، بصورت زیرکانه ای دنبال کارهایی که میتوانید انجام بدهید هم باشید. منظور فرصت های داوطلبانه در کمیته ها و پروژه های تیمی دیگر است.

این کار ها ممکن است برای پشتیبانی از پروژه های تغییر درون سازمانی، کارهای خیریه یا مواردی از این دست باشند. نکته اش این است که کلاً داوطلب شدن در کارها بسیار خوب است. باز هم به شما در ساختن شبکه ارتباطی بیشتر کمک می کند و به دیگران هم اعلام می کند که شما یک عضو سخت کوش در تیم هستید.

در آخر اینکه به آموزش فرد جایگزین خودتان هم فکر کنید. یکی از دلایلی که افراد خیلی دیر ارتقاء میگرند این است که واقعاً در کار فعلی خود بسیار خوب هستند. بنابر این رئیس آنها، به این فکر میکند که پیدا کردن جایگزین مناسب برای این آدم خیلی سخت است . کار شما باید این باشد که یکی از کارمندان یا همرده های خود را برای اینکه مشتاقانه جانشین شما بشود، تربیت کنید و اینگونه نگرانی رییس تان هم کاهش بدهید.

ارتقاء گرفتن فقط به انجام کارهای مهم نیست. این فقط شروعش راه است. باید بگذارید بقیه از اهداف و آرمان های شما خبردار شوند. مهارت های جدیدی یاد بگیرید، کارهای فوق برنامه انجام دهید و به پیدا کردن جانشین برای خودتان کمک کنید. همه اینها شانس پیشرفت و ارتقاء شما را افزایش می دهد.

نکاتی راهبردی جلسات فروش

"جلسه" لزوما برای برای خریداران کالا و مشتریان خدمات به اندازه برگزارکنندگان جذابیت ندارد. زیرا باید ساعت ها در یک فضای نه چندان جذاب نشسته و ضمن تحمل سخنان صاحب کالا، حس بد از دست دادن پول را نیز با خود همراه داشته باشند.

نکاتی راهبردی برای «جلسه فروش»

امروز تصمیم داریم تا مقداری در رابطه با جلسات فروش و ملاقات صاحبان کالا و یا خدمات با مشتریان صحبت کنیم. البته این موضوع جدیدی نیست زیرا جلسات فروش پیوسته برگزار می شوند و اغلب به عنوان یک اتفاق ساده و عادی مورد توجه قرار دارند.

حقیقت آن است که مشتریان علاقه چندانی به حضور در جلسات فروش ندارند! زیرا باید ساعت ها در یک فضای نه چندان جذاب نشسته و ضمن تحمل سخنان صاحب کالا، حس بد از دست دادن پول را نیز با خود همراه داشته باشند.

متاسفانه امروزه برگزاری جلسه و سخنرانی برای مشتریان به یک ژست تبلیغاتی مبدل شده و نوعی کلاس کاری تلقی می شود! اما باید توجه داشت که این تفکر کاملا نادرست بوده و قطعا تهدیدی برای تجارت شما محسوب می شود.

به قول یکی از مدیران فروشگاه آنلاین آمازون، نام "جلسه" جذابیت های فراوانی را برای برگزار کننده آن ایجاد می کند اما لزوما به همان اندازه برای مشتریان و خریداران خدمات جذابیت ندارد. در دنیای امروز صرف زمانی قابل توجه برای حضور در محل جلسه و تحمل ساعت ها سخنرانی امری چالش ساز به نظر می رسد.

البته برگزاری جسات در فضای تجارت امری ضروری و اجتناب ناپذیر است اما تبدیل تمام مراودات تجاری به جلسه و نشست، امری بیهوده و دردسرساز خواهد بود. حال برای تغییر این وضعیت کلیشه ای و ایجاد تفاوت در عرضه کالا و خدمات چه راهکارهایی وجود دارد؟

بررسی و تمرکز

ارائه دهنده کالا و خدمات باید برای تمام اقدامات و رویکردهای خود در بازار برنامه و هدف داشته باشد. برگزاری جلسات بدون حضور محاسبات آماری، اهداف، چشم اندازها و پرسش ها امری از پیش شکست خورده و بیهوده خواهد بود.

 تنها چند دقیقه لازم است تا مشتری دریابد که هیچ چیز برای ارائه در جلسه ندارید و به سادگی وقت او را نابود کرده اید، از این رو بسیار دقت کنید و تنها در موارد ضروری و زمانی که اطلاعات ارزشمندی برای ارائه وجود دارد نسبت به برگزاری جلسه اقدام کنید.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید...

روانشناسی مذاکره

مسئولان یک بنگاه تولیدی یا تجاری ، در مقام خریدار یا در مقام فروشنده ، مذاکره کننده نیز هستند . هر فردی که در زمینه های تجاری فعالیت می کند . خواه نا خواه در شرایطی قرار می گیرد که باید برای متقاعد کردن طرف مقابل یا ترغیب او به خرید ، مذاکره کند . در زمینه های تولیدی ، خدماتی و مالی نیز همین وضع صدق می کند.

روانشناسی مذاکره

مذاکره کننده باید دارای صفات ، توانایی ها و هنرهایی باشد تا بتواند ارتباطات لازم بین دو طرف معامله را برای رسیدن به هدف معین یا منافع مشترکی که طرفین خواهان آن هستند . برقرار کند . بنابراین ، مذاکره بازاریابی مفهومی فراتر از یک واژه است و در حقیقت فرآیند، جریان یا برنامه ای است که خرید و فروش را همزمان به نتیجه برساند . مسئولان بازاریابی شرکت ها باید با فنون و روش های جدید ایجاد ارتباط با مردم. رقبا ، خریداران ، و فروشندگان آشنا باشند . در مذاکرات بازاریابی آنچه مهم است . انجام صحیح فرآیند مذاکره به کمک ارسال صحیح علائم و پیام ها ، درک صحیح شرایط خود و شرایط طرف مقابل و بالاخره دریافت پیام از طرف مقابل ونشان دادن واکنش مناسب نسبت به آن است.


تعریف مذاکره:

مذاکره ، هنر رسیدن به تفاهم متقابل از طریق چانه زدن و بحث و استدلال بر سر نکات اساسی است . به عبارت دیگر ، مذاکره مجموعه کنش ها و واکنش های طرفین معامله بر سر مو ضوع های مورد علاقه که شاید بهتر باشد آن را فرآیند بنامیم به مراتب فراتر از ارائه حضوری یک پیشنهاد وپذیرش یا رد آن است .مذاکره ، فرآیندی است که افراد از موضع های واگرا ، به موضع هایی که توافق حاصل شود ، حرکت می کنند.


ویژگی مذاکره

هدف از مذاکره رسیدن به توافق است مذاکره پاسخ به این پرسش هاست ، چگونه میتوان در مذاکره به توافق رسید ؟ چرا در سازمان ها و ادارات می گویند فلانی برای مذاکره برود و فلانی نرود ؟ طرف های مذاکره برای فهمیدن نیازهای یکدیگر و وجوه اختلاف تلاش می کنند ، تا از این طریق حوزه های تضادی که از دستیابی به بهترین نتایج بین آنها جلوگیری می کنند را از بین ببرند.
تشخیص علایق از طریق مذاکره ، مستلزم مهارت ارتباطی سطح بالا و درک کامل اهمیت موضوع است . بهترین روش دستیابی به درک مناسب بر پایه شناخت و تجزیه وتحلیل علایق راهبردی طرف های مذاکره قرار دارد . محور بحث و مذاکره در بازاریابی معمولا” قیمت شرایط تحویل ، مشخصات کالا ، بسته بندی ، گارانتی و … است.


ارکان مذاکرات بازاریابی


الف ) اهداف:
هدف مذاکرات بازاریابی برای هر کدام از طرفین مذاکره نفعی است که از انجام داد و ستد حاصل میشود . بدیهی است منافع مورد انتظار بیاد مشخص و قابل ارزیابی باشد.


ب ) روش ها
:

مذاکرات بازاریابی نیز مانند سایر مذاکرات میتوانند با روش های سخت وخشن ، ملایم و یا منطقی صورت گیرند.

 

جهت مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید...

شرکت آرتا، نماینده انحصاری فروش سنگ گیوتین ایران با قیمت عمده

شرکت آرتا بعنوان نماینده انحصاری فروش انواع سنگ گیوتین ایران جهت ارائه بهترین محصولات سنگ با مناسب ترین قیمت در خدمت شماست...


کیفیت در تولید      سرعت در تحویل

شرکت آرتا، نماینده انحصاری فروش سنگ گیوتین ایران با قیمت عمده


شرکت آرتا، نماینده انحصاری فروش سنگ گیوتین ایران با قیمت عمده

جهت دریافت اطلاعات بیشتر و ارسال نمونه در محل شما با ما تماس بگیرید...

آدرس دفتر مرکزی: تهران-خیابان ملاصدرا، روبروی بیمارستان بقیه الله، پلاک 189، واحد 14، طبقه 6، شرکت آرتا

تلفن دفتر مرکزی:
88216987 - 88216170


همراه: 09127632462 - 09373771960  (محب اهری)

چگونه مشکلی را خلاقانه حل کنیم؟

«حل خلاقانه مشکل» عبارتی است که در توصیفات شغلی و مرور عملکرد کاری افراد، زیاد دیده می‌شود.
هر شرکتی به دنبال استخدام کارمندی است که چنین قابلیتی داشته باشد؛ چه موقع استخدام و چه زمانی که سعی می‌کنید ارزش‌های خود را برای گرفتن ارتقای شغلی به مدیرتان ثابت کنید. اما واقعیت این است که همه نمی توانند استیو جابز یا ریچاد برنسون باشند.
 
چگونه مشکلی را خلاقانه حل کنیم؟
مری آن گونتین، از شرکای شرکت مشاوره مدیریتی OI پارتنرز، می‌گوید؛
«نگران این موضوع نباشید. بسیاری از افراد به اشتباه فکر می‌کنند که خلاقیت امری ذاتی است که برخی از آن برخوردارند و برخی دیگر نه. خلاقیت با افراد زاده نمی شود، بلکه در انسان ساخته می‌شود. خلاقیت پیامد تمایل انسان به خلاق بودن است و موجب تسکین این‌گونه افراد می‌شود.»

خلاق بودن فقط کشیدن نقاشی روی بوم یا اختراع اولیه یک محصول نیست، به معنی ایجاد‌ ایده‌های خوب یا به تعبیر ساده‌تر خلق روش‌هایی برای توسعه سیستم موجود است. 

گونتین معتقد است توانایی حل خلاقانه و مشارکتی مشکلات، مهارتی کلیدی برای مدیران متوسطی است که به دنبال رشد در داخل سازمان شان هستند. او پیشنهاد می‌کند که افراد و تیم‌ها برای مواجه شدن با مشکلات و حل آنها باید از فرآیند چند مرحله‌ای زیر استفاده کنند که این فرآیند را از کتاب «ذهن خلاق شما»، نوشته شلی کارسون برداشته
است.
رییس شما خواسته یک استراتژی فروش جدید طراحی کنید یا کارمندان شما شکایت کرده‌اند که سیستم موجود برای به اشتراک گذاشتن فایل‌های کامپیوتری، کارآمد نیست.

ابتدا، اطلاعات لازم را جمع کنید. می‌توانید با افرادی در بخش‌های دیگر مشورت کنید و از آنها بپرسید چنین مشکلی را چگونه حل می‌کنند یا در اینترنت در این مورد اطلاعات بگیرید و ببینید چه منابعی برای کمک به شما وجود دارند. 
سپس به قول گونتین «وارد دنیای درونی خود شوید.» یعنی ذهنتان را روی مشکل متمرکز کنید. پس از آن، با دیگر سهامداران شرکت جلسه‌ای بگذارید تا‌ ایده‌های مختلف را رد و بدل کنید.
اگر به عنوان یک مدیر می‌خواهید مشکلی را حل کنید، نقش شما در ارائه راه حل کمتر است و بیشتر باید شرایط را برای دیگران تسهیل کنید تا‌ ایده‌هایشان را ابراز کنند. به گفته گونتین، تبادل ‌ایده در جلسات معمولا به درستی صورت نمی‌گیرد، چون به افراد وقت کمی داده می‌شود تا در مورد مساله مورد نظر خوب فکر کنند و‌ ایده مناسبی به ذهنشان برسد. معمولا کارمندان به جلسه‌ای فرا خوانده می‌شوند و از آنها خواسته می‌شود‌ ایده‌هایشان را مطرح کنند. ‌ایده‌ها روی وایت بورد نوشته می‌شوند و تشریح می‌شوند، اما در چنین شرایطی اصولا‌ ایده قابل اجرایی مطرح نمی‌شود. 
در عوض، باید به افراد مدتی وقت بدهید تا در مورد مشکل مورد نظر فکر کنند و برای حل آن دو یا سه‌ایده به صورت کتبی تحویل دهند. ‌ایده‌ها را بدون ذکر نام افراد جمع‌آوری کنید و سپس آنها را یکی یکی به بحث بگذارید. چون این بخش از فرآیند بدون نام است، افراد می‌توانند بدون خجالت و قضاوت شخصی نظر بدهند.
در نهایت، هنگام ارزیابی راه‌حل‌های ممکن، با توجه به منابع موجود و فرهنگ سازمان، واقع‌بینانه‌ترین راه را انتخاب کنید. 
گونتین معتقد است که پیگیری این مراحل برای ایجاد تغییرات مثبت در شرکت‌تان، تاثیرگذاری مدیریت شما را اثبات می‌کنند، چون نشان می‌دهد در عین حال که از ‌ایده‌های دیگران استفاده می‌کنید، توانایی انتخاب بهترین و کارآترین ‌ایده را هم دارید.

نگاهی جامع به تکامل شخصیت استیو جابز و میراث واقعی او برای کمپانی اپل

می گویند علت خیزش اپل، استاندارد های کلیشه ای استیو جابز بوده است؛ حال اما این کلیشه ها کجا هستند؟ زمانش رسیده تا با افسانه ها،‌ رویارویی جدیدی داشته باشیم و برخی از آنها را نیز تصحیح نماییم.

استیو جابز

 

نابغه، خودخواه، مبتکر و ستمگر. چهار سال از مرگش می گذرد و همچنان سخت می توان داستان هایی از وی شنید که در آنها، از این چهار عنصر، برای توصیف شخصیت جابز استفاده نشده باشد؛ گویی او مردی بوده که هیچگاه تغییر را احساس نکرده، همواره کارمندان و رقبایش را مسخره نموده و استعدادی عجیب نیز در تحریف واقعیات داشته است.

زمانی که به داستان زندگی وی می نگریم، با پدیده های عجیبی رو به رو  می گردیم؛ یک تاجر نابالغ و ترک تحصیل کرده از دانشگاه، که انقدر بدرفتار بوده که در سال ۱۹۸۵، از کمپانی خودش اخراج می شود؛ اما در گردشی حیرت انگیز، می آید و تبدیل به رهبری رویایی برای با ارزشترین کمپانی بر روی زمین می شود. قطعا، نمی توان گفت این عادات و کلیشه ها، در طول سه دهه ثابت مانده اند.

در ادامه با ما همراه باشید و این مقاله را از زبان Rick Tetzeli، نویسنده ی Fast Company مطالعه فرمایید.

 

سه سال پیش بود که با Brent Schlender، تلاش نمودیم تا بر روی سابقه ی کاری استیو جابز نگاهی عمیق داشته باشیم. من در خصوص اپل، مقالات بسیاری در Fast Company و Fortune به رشته ی تحریر در آورده بودم؛ از سوی دیگر، Brent با استیو یک آشنایی ۲۰ ساله داشت. برنت نیز مقالات بسیاری در مورد استیو در Wall Street Journal و  Fortune به چاپ رسانده و بارها نیز با وی مصاحبه نموده بود. آن دو به هم نزدیک شدند؛ اگرچه رابطه ای حرفه ای با هم داشتند اما استیو، برنت را دوست خود خطاب می کرد. برنت معتقد است که استیو در طول این دوران، بیش از هر فرد موفق دیگری تغییر را احساس نموده بود.

در ابتدا، همکاران نزدیک جابز تمایلی برای صحبت با ما نداشتند. مصاحبه های اولمان با اشخاصی بودند که در برخی از مسائل شغلی و در شرایط سخت کاری، با وی همکاری داشتند؛ بیشترشان معتقد بودند که وی دچار اشتباهاتی شده است.

خانم Susan Barnes ، مدیر مالی تیم مک و مدیر ارشد امور مالی کمپانی NeXT Computer بود. او از NeXT رفت، به دلیل اینکه تصور می کرد استیو، نیرو وی را هدر می دهد. روزی که سوزان استعفای خود را بر روی میز جابز گذاشت، دیگر نه استیو به تلفن هایش پاسخی داد و نه ایمیل هایش؛ به طور کلی او را نادیده گرفت. او نیز مانند بسیاری دیگر که با آنها مصاحبه کردیم، وقتی در مورد جابز سخن میگفت، همچنان با افعال زمان حال از او یاد می کرد:‌ «شما داستان های ساخته شده برای او را می خوانید و پیش خود می گویید چرا یک نفر باید بخواهد برای چنین شخصی کار کند، اما او کارفرمایی بی نظیر -است-.

زمانی که Jon Rubinstein، مسئول بخش سخت افزار اپل، قرارداد همکاری خود با Palm Computing را امضا کرد، جابز پشت تلفن هر چه از دهانش در آمد به او گفت و در نهایت نیز وی را فردی خائن به اپل شمرد. اما در نهایت Rubinstein در مصاحبه اش با ما گفت: «نکته ای که بسیاری از آن بی خبر هستند این است که او، فردی بسیار مهربان -است- و تقریبا کسی هم این مورد را یادآور نمی گردد؛ او همواره به مسائل و مشکلات کارمندانش به شکل عمیقی اهمیت -می دهد-.

جهت مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید...

بایدهای یک قرارداد موفق...

 

چند توصیه کلی در مورد موفقیت در قرارداد بستن

به نقل از شرکت پدیده تبار؛

*در مورد طی کردن حلقه فروش عجله نکنید.

* اهمیت مشتری‌یابی را کم اهمیت تلقی نکنید.

* نتایج مشتری‌یابی خود را یادداشت کنید.

 

 

آیا بیست تماس تلفنی کامل و دست کم پنج قرار ملاقات برنامه ریزی شده نتیجه داده است؟ آیا آن پنج قرار ملاقات دست کم به یک فروش منتهی شده‌اند؟ اینها اهدافی است که شما باید در پی آن باشید.

* اگر به طور مکرر می‌بینید که فروش‌ها را بعلت ایراد مشابه از دست می‌دهید -مثلاً اینکه قیمت شما بسیار بالاست- احتمالاً با مسئله‌ای که در سطح سازمانی است مواجه هستید. وقت صرف کرده و با مدیر فروش خود در مورد استراتژی‌های شرکتتان و وضع بازار صحبت کنید.

*وقتی ارتباط تلفنی برقرار می‌کنید ملاقات حضوری خود را براساس آخرین مباحثی که با آن مخاطب داشته‌اید معین سازید. از صفر شروع نکنید طوری که گویی هرگز قبلاً با آن مخاطب صحبت نکرده‌اید! اگر مناسب و ممکن باشد، یک عامل و یا نشان به یادماندنی را از گفتگوی تلفنی گذشته بیاد آورید. این امر موجب می‌شود که مشتری فکر نکند که «وقت صحبت کردن با یک مبلغ فروش فرارسیده است» بلکه تصور کند که: «این همان شخص دوست‌داشتنی از آن شرکت جالب» است.

* طی مرحلۀ مصاحبه سعی نکنید به عرضه کردن بپردازید.

* عرضه کردن را با نشان دادن و معرفی کردن اشتباه نگیرید. عرضه کردن کاری است که بعد از یافتن اطلاعات کامل در مورد نیاز مشتری در طی مرحلۀ مصاحبه کردن، انجام می‌دهید. معرفی کردن محصولات و یا خدمات خود می‌تواند بسیار زودتر صورت گیرد و کاری است که برای جلب علاقۀ مشتری در نقطه ابتدایی‌تری در حلقه فروش به آن می پردازید.

* از تسهیلاتی که مشتری برای تولید کردن دارد و یا محیط کاری واقعی او دیدن کنید.

* مشتری را تشویق کنید که از اداره و یا سازمان شما دیدن کند.

* اگر اوضاع محیط کاری و فروش شما برای اینکار مناسب است، در طی عرضه کردن استفاده از جدول‌های اطلاعاتی و یا نوشتن روی کاغذهای بزرگ که بررسی آن آسان‌تر است در نظر داشته باشید. این کار، اشخاص را به بررسی کردن ترغیب می‌کند و حسن بینایی را مشغول می‌سازد.

* از اشخاص مهم در آن محیط کاری موردنظر بپرسید که می‌خواهند چه چیزی را به انجام برسانند. (وقتی این کاررا بکنید به طور خودکار خود را از رقبایتان متمایز کرده‌اید)

* تأکید بیش از حد روی حجیم بودن گزارش‌ها یا بروشورهای رنگی و یا نقشه‌های مدور که با زحمت تدارک دیده شده‌اند یا تجزیه و تحلیل‌های مکرر نکنید. پرکردن مشتری از اطلاعات، اشتباه رایجی است که گران تمام می‌شود. به عنوان یک قاعدۀ کلی، برای مشتریان سخت و خسته‌کننده است که یک دید کلی مثبت از هرچیز یا هر کسی که آنان را بیش از حد از اطلاعات گوناگون پر کرده‌اند پیدا کنند، مبلغان فروش اغلب این امر را نادیده گرفته و اوراق را بهر صورت روی یکدیگر انباشته می‌سازند.

* وقتی یادداشت برمی‌دارید واقعاً یادداشت بردارید! طوری یادداشت نکنید که مشتری فکر کند دارید ادای یادداشت برداشتن را درمی‌آورید.

* بخاطر بسپارید که با گفتن قیمت در طی مرحلۀ مصاحبه فشار زیادی را از مشتری برمی‌دارید (برای بسیاری از مشتریان احتمالاً با اینکار اطلاعات بسیار باارزشی را به او داده‌اید، اینکه هزینۀ خدمات شما بسیار ارزان‌تر از آن مبلغی است که او فکر می‌کرد.)

* اطمینان زیادی به وسایل واسطه در رابطه با اهداف شرکت موردنظر نکنید، استفاده از وسایل واسطه اشتباهند، خواندن مقالات یا تماشا کردن برنامه‌های تلویزیونی می‌توانند کمک‌های خوبی به مصاحبه کردن و بررسی نمودن بکنند ولی نمی‌توانند جایگزین آن شوند.

* بخاطر داشته باشید که شما با یک فرد (یا افراد) روبرو هستید و نه یک مؤسسه که شرکت خود را معرفی می‌کنید – بله این شرکت شما نیست که خود را معرفی می کند بلکه شما هستید که خودتان را معرفی می‌کنید. رابطه‌ای بین دو گروه از افراد برقرار می‌سازید نه دو وجود بهم پیوسته. به مشتری بگویید از شرکت شما، این شمایید که می‌خواهید دادوستد کنید.

* دریابید که چگونه تصمیمات در رابطه با پرداختن قیمت محصولات و خدمات شما گرفته شده‌اند و یا چگونه تصمیمات در رابطه با پرداخت‌های مشابه گرفته می‌شوند. احتمال دارد که تصمیم در مورد محصولات و یا خدمات شما اساساً به یک شکل گرفته شوند. بخصوص اگر دریابید که در گذشته تصمیمات همیشه توسط یک هیئت گرفته می‌شده است، راهی پیدا کنید که مستقیماً به آن هیئت به عرضه کردن بپردازید. وقت خود را با یکی از اعضاء هیئت هدر ندهید و اگر می‌توانید و ممکن است از آن بپرهیزید.

*اگر بین شما و مشتری فاصلۀ زیادی از نظر سن و یا از هر لحاظ دیگر رفتار شغلی وجود دارد -اگر مثلاً شما یک زن هستید که بین بیست تا سی سال دارید و می‌خواهید با مردی که بین شصت تا هفتاد سال دارد و به نظر نمی‌رسد بتواند شما را به‌عنوان یک شخص حرفه‌ای همتای خودش ببیند، قرارداد ببندید- در نظر بگیرید که عرضه کردن را همراه با یک نفر دیگر از اعضای مؤسسه خود انجام دهید، کسی که مشتری با او راحت باشد (این فن «افزودن بر سن» همچنین در زمانی که با مشتری‌ای سر و کار دارید که نیاز به اطمینان یافتن دوباره دارد که در حال گرفتن تصمیم درستی است بسیار مؤثر می‌باشد.)

 

* بالا را هدف بگیرید: فکر نکنید نمی‌توانید به شخص اول یک سازمان به عرضه کردن بپردازید حتی اگر این شخص تصمیم نهایی را در رابطه با محصولات یا خدماتی که ارائه می‌دهید می‌گیرد، می‌تواند یک یار قدیمی باشد. سعی کنید از بالا شروع کرده و اشخاص قدرتمندی را که بتوانید در شرکت موردنظر به آنها رجوع کنید برای خود دست و پا کنید.

* برای ایرادات و موانع معمول آماده باشید و بی‌دفاع در پشت یک مانع که در زمینه‌ی کاری شما معمولاً پیش می‌آید نمانید (اگر به گذشته فکر کنید احتمالاً بخاطر خواهید آورد که این امر در چندین مورد برای شما رخ داده است. بیش از آنچه تصور می‌کنید فروش‌ها از دست رفته‌اند وقتی مبلغان فروش بخاطر سؤال پیچ کردن و انتقادهای مشتری که باید بدون هیچگونه تحقیری با آنها برخورد شود متحیر شده و برایشان پیش‌بینی نشده بوده است.)

* بر سر قول خود بایستید. مردم شما را بخاطر خواهند آورد.

بانکداری در بازارهای نوظهور

موانع ورود به بانکداری بازارهای نوظهور، بنگاههای غربی را به هراس انداخته است.
 
بانکداری در بازارهای نوظهور
 
به نقل از پیمانه هنگامی که از استوارت گالیور که بانک سرمایه گذاری اچ.اس.بی.سی را اداره می کند درباره توسعه بانکهای غربی در بازارهای در حال ظهور سوال شد پاسخ گفت: ”شما باید 30 سال پیش درباره این موضوع فکر می کردید.” او از این گفته منظوری دارد. 
 
تنها دو نوع از بانکهای غربی وجود دارد که در کشورهای در حال توسعه بزرگ محسوب می شود، و هر دو برای مدتها در این وضعیت بوده اند. نخستین نوع، بانکهای شبکه جهانی هستند که در بسیاری از کشورهایی که عادت دارند از شرکتها و مشتریان دارای اهمیت بین المللی بهره برداری کنند حضور محدودی دارند: سیتیگروپ، اچ.اس.بی.سی و استاندارد چارترد.
 
دومین نوع، وام دهندگانی هستند که با یک حضور خرد عمیق، ”ملی شده” اند. برجسته تر از همه استاندارد و بی.بی.وی.ام در امریکای لاتین و یونیکردیت در اروپای شرقی. این شش بنگاه با کسب تقریبا 30 میلیارد دلار سود از کشورهای در حال توسعه در سال 2009، تاثیرگذاری زیادی داشته اند. 
این مبلغ در حدود یک چهارم از مقداری است که بانکهای محلی به دست آورده اند. اما تکرار بانکهای ”ملی شده” تقریبا غیر ممکن شده است. به علاوه حتی شبکه بانکها دارای مزایای تاریخی است که رقابت نمودن با آنها را مشکل می سازد. تا پایان قرن 19 میلادی، اچ.اس.بی.سی خود در آسیا بانکی بزرگ محسوب می شد و بنگاه پیشین استاندارد چارترد عملکرد خوبی در آفریقا و هند داشت. 
جزء اصلی تشکیل دهنده سیتیگروپ، اینترنشنال بنکینگ کورپوریشن در سال 1901 تاسیس شد. یک سال بعد این بانک با قرار دادن عاملی در چین، به سهامداران توصیه می کرد که ”امور در شانگهای به نحو مطلوب پیش می رود” (پیامی که بانکها هنوز بر آن تاکید می کنند). 
 
شبکه بانکها تاکنون از چندین پیچ و خم عبور نموده است. اچ.اس.بی.سی در 85 سال اول خود روی آسیا تمرکز نمود، هر چند حضور به خود در لندن نیز ادامه داد. این بانک از سال 1949 با انقلاب چین سازگار شد و جای پای خود را در هند، هنگ کنگ و خاور میانه محکم کرد. 
پس از 1987 به توسعه خصوصا در کشورهای ثروتمند پرداخت که به خرید بانک میدلند انگلیس در سال 1992 و انتقال ادارات کل آن به لندن منجر شد، و در سال 2003 موفق به فعالیت در مورد خانوارهای آمریکایی شد. استاندارد چارترد از دهه 1970 تا اوایل دهه 2000 دوران متلاطمی را داشت، که با توسعه در آمریکا، یک تلاش محکوم به شکست در مورد خرید یک بانک انگلیسی، یک پیشنهاد خصمانه از سوی بانک انگلیسی دیگر و سپس بحران آسیایی و جنجالهایی که در هیئت مدیره خود داشت همراه شد. سیتیگروپ دهه گذشته را تلاش کرده است تا یک سوپرمارکت مالی باشد. 
 
بحران اذهان آنها را پاک نموده است. ویکرام پاندیت، رئیس هندی الاصل سیتیگروپ اشاره می کند ”سیتیگروپ دارد به مدل اولیه از آنچه ما به عنوان یک بانک جهانی داشتیم باز می گردد.” پس از نجات از بحران، سیتیگروپ تشخیص داد که ”این بازارهای نوظهور بودند که ما را بسیار خاص کردند.” 
 
و اینکه انجام معاملات مربوط به دهه گذشته مقادیر زیادی از انرژی قدرت بنگاهها را گرفت. شیریش اپته و استفن برد، رؤسای کسب و کار سیتیگروپ در آسیا می گویند این بانک تقریبا آشفتگی نیویورک را لمس نکرد. یکی از رقبا در این منطقه می گوید کسب و کار سیتیگروپ عالی است. آن انعطاف پذیری پژواکهایی نیز در تاریخ دارد.
 

حکایت معجزه گردش پول

داستان عبور از رکود

عبور از رکود

به نقل از سایت آموزشی شرکت بین المللی پدیده تبار؛ در شهري توريستي در گوشه‌اي از دنيا درست هنگامي كه همه در يك بدهكاري بسر مي‌برند و هر كدام بر مبناي اعتبارشان زندگي را گذران مي‌كنند و پولي در بساط هيچكس نيست... ناگهان، يك مرد بسيار ثروتمندي وارد شهر مي‌شود.

 

او وارد تنها هتلي كه در اين ساحل است مي‌شود، اسكناس 100 يوروئي را روي پيشخوان هتل مي‌گذاردو براي بازديد اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا مي‌رود. صاحب هتل اسكناس 100 يوروئي را برمي‌دارد و در اين فاصله مي‌رود و بدهي خود را به قصاب مي‌پردازد.

 

قصاب اسكناس 100 يوروئي را برمي‌دارد و با عجله سراغ دامداري مي‌رود و بدهي خود را به او مي‌پردازد.

 

دامدار، اسكناس 100 يوروئي را با شتاب براي پرداخت بدهي اش به تأمين كننده خوراك دام كه از او براي گوسفندانش يونجه و جو خريد كرده مي‌دهد.

 

يونجه فروش براي پرداخت بدهي خود اسكناس 100 يوروئي را با شتاب به شهرداري مي‌برد و بابت ساخت و سازي كه انجام داده مالياتش را به شهرداري مي‌پردازد.

حسابدار شهرداري اسكناس را با شتاب به هتل مي‌آورد زيرا شهرداري به صاحب هتل بدهكار بود چون هنگامي كه چند كارمند و بازرس از پايتخت به شهرداري اين شهر آمده بودند يكشب در اين هتل اقامت كرده بودند.

 

حالا دوباره هتل دار اسكناس را روي پيشخوان خود دارد...

 

در اين هنگام توريست ثروتمند پس از بازديد اتاق‌هاي هتل برمي‌گردد و اسكناس 100 يوروئي خود را برمي‌دارد و مي‌گويد از اتاق‌ها خوشش نيامده و شهر را ترك مي‌كند.

 

 در اين پروسه هيچكس صاحب پول نشده است. ولي به هر حال همه شهروندان در اين هنگام بدهي به هم ندارند، همه بدهي‌هايشان را پرداخته‌اند و ...

 

اين است تعريف ساده اقتصاد...

 

راكد گذاشتن پول در گاوصندوقهاي شخصي و حتي سپرده گذاري در بانك، براي حصول سودي ناچيز و همچنين خرج كردن سرمايه در خارج از كشور، باعث ايجاد اقتصادي ضعيف و شكننده شده و حداقل پيامد آن تورم و افزايش فقر در آن كشور مي‌باشد...

 

كافي بود در چرخه بالا يكي وسوسه مي‌شد و طمع مي‌كرد و قرضش را نمي‌داد. كاملا پيداست كه چه اتفاقي مي‌افتاد...

از همین امروز ثروتمند شوید

 

رازهای ثروتمند شدن از زبان میلیونر خودساخته

 

بیشتر آنچه مردم ثروتمند را از مردم معمولی جدا می‌سازد، عوامل ذهنی است- افراد ثروتمند متفاوت از مردم عادی فکر می‌کنند. خبر خوب این است که موفقیت، مهارتی آموختنی است، و هر کسی می‌تواند بیندیشد، عمل کند، و همچون ابرثروتمند عمل کند.

ثروتمند شدن

 هارو اِکر که میلیونری خود- ساخته است، در کتاب پرفروش‌اش به نام "اسرار ذهن میلیونر، " به شناسایی کنش‌های ویژه‌ای از ذهن شخص میلیونر می‌پردازد، که می‌توانند به افزایش مهارت شما و همچنین افزایش پولتان بینجامد.

ما در اینجا ۱۱ موردی را آورده‌ایم که شما همین امروز می‌توانید آنها را بکار بگیرید:

۱.اهداف ویژه‌ای را برای پول خود مشخص کنید.

آنچه می‌خواهید را مشخص سازید و به سوی آن خیز بردارید.

" همه‌ی آنچه لازم است انجام دهید تا به درآمد سالیانه و دارایی خالصی که هدف قرار داده‌اید برسید، بنویسید " اکِر تاکید می‌کند که " شما باید به دنبال خلق فراوانی باشید نه حدی میانه.

وقتی چارچوبی زمانی برای دستیابی به این هدف‌ها تعریف می‌کنید، واقع‌گرا باشید ولی در همان حال، جاه طلب باشید و از این‌که خودتان را به چالش بکشید، ترسی به خود راه ندهید.

چرا چنین چیزی جواب می‌دهد: افراد ثروتمند، دست یابی به ثروت را هدف خود قرار داده‌اند. اکِر تاکید می‌کند که این موضوع، نیازمند تمرکز، جسارت، دانش و کوشش بسیار است، و در صورتی که شما اهدافی دقیق و چشم‌اندازی شفاف را برای خود ترسیم کرده‌اید، این قضیه امکان‌پذیر خواهد بود.

رازهای ثروتمند شدن از زبان میلیونر خودساخته

او می‌نویسد "مهم‌ترین دلیلی که افراد به آنچه می‌خواهند دست نمی‌یابند این است که در واقع آن‌ها نمی‌دانند چه می‌خواهند". "افراد پولدار بدون هیچ تعارفی به دنبال ثروت هستند ".

 ۲.به یک باشگاه پرتجمل بپیوندید

با افرادی نشست و برخاست کنید که از شما موفق ترند.

 چنین جایی می‌تواند یک باشگاه تنیس، گلف، سلامتی یا کسب و کار باشد و ایده‌ای که پشت سر چنین کاری قرار دارد این است که با افراد پولدار در محیطی اعیانی، نشست و برخاست داشته باشید.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید...

بررسی پژوهش کیفی

تعریف پژوهش کیفی

اشتراوس و کوربین منظور از پژوهش کیفی را نوعی از پژوهش می دانند که یافته های حاصل از آن از طریق روش های آماری یا سایر ابزارهای کمّی سازی بدست نیامده است.

 

پژوهش کیفی

 

این گونه پژوهشی می تواند مطالعه در مورد زندگی افراد، تجارب زنده، رفتارها، هیجانات و احساسات آن ها و همچنین عملکردهای سازمانی، تحرکات اجتماعی، پدیده های فرهنگی و تعاملات میان ملل را شامل شود.

 

دنزین و لینکن  با تاکید بر پیچیدگی و تنوعی که به آن اشاره شد، تعریف کلی و عمومی زیر را برای پژوهش کیفی ارائه می دهند: پژوهش کیفی شامل روش های چندگانه ای است که نسبت به موضوع موردنظر خود رویکردی تفسیری و طبیعت گرایانه دارند.

 

به این معنی که پژوهشگران کیفی پدیده ها را در محیط طبیعی آن ها مورد مطالعه قرار می دهند و می خواهند این پدیده ها را بر حسب معنایی که افراد به آنها می دهند، ادراک یا تفسیر کنند. کیرک و میلر  نیز پژوهش کیفی را رویکردی اجتماعی می دانند که اساسا متکی به مطالعه افراد در محیط خود آنها است و تعامل با افراد را به زبان خود آن ها و تحت همان شرایطی که در آن قرار دارند، مدنظر قرار می دهد.

 

به طور کلی با توجه به نظرات محققین مختلف، پژوهش کیفی متشکل از سه جزء زیر است:

  1.  نخستین جزء، داده ها هستند که از منابع متنوعی مانند مصاحبه، مشاهده، اسناد، پیشینه ها، فیلم ها و غیره گردآوری می شوند.
  2.  جزء دوم شامل شیوه ها و روندهایی است که پژوهشگران برای تفسیر و سازماندهی داده ها به کار می برند.
  3. جزء سوم در پژوهش کیفی، گزارش های مکتوب یا کلامی است که به صورت مقاله در مجلات علمی و یا به صورت کتاب و همچنین در قالب سخنرانی در همایش ها ارایه می شوند.

 

ویژگی های اساسی پژوهش کیفی

ویژگی اصلی پژوهش کیفی در وهله اول مربوط به توجه این رویکرد به موقعیت ها یا افراد خاص و تاکید بر کلمات بجای اعداد است. پژوهش کیفی بطور کلی دارای ویژگی های زیر است:

 

1- توجه به معانی، دیدگاه ها و ادراکات:

پژوهش کیفی به معانی، دیدگاه ها و ادراکات توجه دارد، یعنی در پی فهم معنای وقایع، موقعیت ها، اعمال شرکت کنندگان مطالعه و توضیحات آنها در مورد زندگی و تجارب خود از دیدگاه خود آنهاست.

در پژوهش کیفی، پژوهشگر نه تنها به وقایع فیزیکی و رفتارهای ظاهری توجه می کند، بلکه این امر را نیز مورد توجه قرار می دهد که شرکت کنندگان پژوهش چگونه به این وقایع معنا می دهند و این ادراک، چگونه رفتار آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.

 

2- توجه به محیط های طبیعی:

پژوهش کیفی به محیط های طبیعی توجه دارد و سر و کار آن با جریان طبیعی زندگی و با موقعیت هایی است که به طور طبیعی در جریان وقایع، لحظه به لحظه و روز به روز شکل می گیرند. پژوهشگر کیفی به دنبال تجربه ی زنده در شرایط واقعی است و تلاش می کند بدون بر هم زدن صحنه و به صورت غیرمداخله ای به گردآوری داده ها بپردازد و هدف وی از این تلاش، اطمینان یافتن از این امر است که داده ها و تحلیل آنها انعکاس درستی از وقایع جاری هستند.

 

3- ادراک زمینه:

رویکرد کیفی، در پی ادراک زمینه¬ی ویژه ای است که شرکت کنندگان مطالعه، در چارچوب آن عمل می کنند و تاثیری را که این زمینه بر اعمال شرکت کنندگان دارد، مورد ملاحظه قرار می دهد.

پژوهشگران کیفی معمولا بجای گردآوری داده ها از نمونه های بزرگ و ترکیب داده های مربوط به افراد و موقعیت های مورد مطالعه، بر روی تعداد نسبتا اندکی از افراد یا موقعیت ها مطالعه می کنند و فردیت  هر یک از آزمودنی ها را در تحلیل های خود محفوظ نگاه می دارند.

 

جهت مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید...

اضافه کاری خوب است یا بد؟!

به نقل از پدیده تبار؛ امروزه اضافه کاری به عنوان یکی از موضوعات قابل توجه در مدیریت منابع انسانی فکر برخی از پژوهشگران را تسخیر کرده است.

اضافه کاری
 
آنها معتقدند استفاده از اضافه کاری به عنوان یکی از ابزارهای مدیریت منابع انسانی در حداقل سه حالت زیر مجاز است:
● روشی برای افزایش استفاده ی کارآمد از دارایی های سرمایه ای مانند تجهیزات و تأسیسات
● واکنش سریع به حجم کار در مقابل نیازهای موقت به منابع انسانی
● عدم امکان پیش بینی مدت انجام کار و در نتیجه جبران آن ازطریق اضافه کاری


علاوه بر وضعیت های فوق یکی دیگر از علل متداول اضافه کار که مأنوس تر است غیبت همکاران یا کمبود نیرو است. 
نکته ی مهمی که در اضافه کاری باید مورد توجه قرار گیرد (و معمولاْ قرار نمی گیرد!) طراحی و تدوین شاخص های بهره وری به این منظور است که چه میزان کار در ساعات عادی قابل انجام است و چه میزان در ساعات اضافه کاری. فقدان این گونه شاخص ها توانایی مدیران را در تشخیص مشکلات کارایی و نظارت بر انجام اضافه کاری کاهش می دهد.
آنچه كه مسلم است باید نیاز به اضافه كاری پیش بینی شده و طرح هایی برای آن وجود داشته باشد. همچنین از عدم سوء استفاده از اضافه كار باید اطمینان حاصل كرد و دست آخر اینكه اطلاعات مربوط به هزینه ها و توجیه اضافه كاری باید ازطریق یك سیستم اطلاعات مدیریت همواره در دسترس باشد.
نظرشما درباره ی اضافه كاری چیست؟ آیا به خاطر نیاز مادی و جبران كسورات از اضافه كار استفاده می كنید؟ آیا پرداخت پاداش تحت عنوان اضافه كاری را كه در برخی سازمان ها شایع است درست می دانید؟

7 رابطه که شغل‌ تان را ارتقا خواهد داد

عملکرد درخشان و اخلاق حرفه‌ای عالی باعث می‌شود در شغل‌تان پیشرفت کنید - اما در نهایت روابط‌تان تعیین کننده‌ی موفقیت با عدم موفقیت شما در کارتان هستند.
 
روابط شغلی
 
مایکل کر، سخنران بین‌المللی کسب‌وکار و نویسنده‌ی "مزیت طنز" می‌گوید: "آدم‌ها باید به یاد داشته‌باشند دوست‌داشتنی بودن به موفقیت در کارشان کمک می‌کند، برعکس، اگر شخصی دوست‌تان نداشته‌باشد شاید منجر به کشمکش، ناکارآمدی، و استرس شود. ممکن است این در نهایت تاثیر شگرفی بر میزان شادی شما در کار داشته‌باشد."

رایان کان، بنیان‌گذار موسسه‌ی "هایرد گروپ" و مبدع دوره‌های برخط "چگونه استخدام شویم" با این نظر موافق است. او می‌گوید: "توانایی پایه‌ریزی روابط کاری مثبت با همکاران و رییس‌تان می‌تواند امتیازی کلیدی در شغل‌تان باشد".

"این کار منافع زیادی دارد. اول از همه، هیچ‌وقت نمی‌دانید چه‌وقت برای تکمیل پروژه یا رسیدن به مقصودی نیاز به کمک یا توصیه‌ی دارید یا از چه کسی باید کمک بخواهید. داشتن شبکه‌ای بزرگ از آدم‌هایی که مشتاق هستند کمک‌تان کنند عاملی تعیین‌کننده در موفقیت‌ شما است."

البته، کر و کان هر دو می‌گویند شما باید هیشه با همه _بدون توجه به رتبه‌ی آنها در شرکت_طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند، اما تعدادی از آدم‌ها هستند که اگر می‌خواهید موفق شوید باید به‌طور خاص با آنها خوب باشید:

این آدم‌های به‌خصوص این‌ها هستند:
 
۱. رییس‌تان.
مدیر شما کسی است که تصمیم‌های مربوط به ترفیع و افزایش حقوق را می‌گیرد؛ شخصی که پروژه‌های خوب و بد را به افراد محول می‌کند؛ کسی که درباره‌ی عملکرد شما به مدیران بالا گزارش می‌دهد و کسی که در نهایت زندگی کاری شما را یا فوق‌العاده می‌کند یا غیر قابل تحمل.



شما مجبور نیستید (یا نباید) با مدیرتان دوستان صمیمی باشید و یقینا دوست ندارید چاپلوس باشید ولی کمی خودشیرینی گاه به گاه ضرری ندارد.

به علاوه، اگر زمانی شغل‌تان را عوض کردید و نیاز داشتید رییس‌تان را به عنوان مرجعی که شما را می‌شناسد معرفی کنید، باید بدانید او چیزهای مثبتی درباره‌ی شما می‌گوید.


۲. مدیرعامل.
این یکی نیاز به فکر ندارد. چرا نباید بخواهید بالاترین مدیراجرایی دوست‌تان داشته‌باشد؟


مدیر عامل

۳. رییس دفتر.

نیاز دارید به سرعت قبل از یک ارائه‌ی مهم جوهر پرینتر عوض شود؟ برای یک جلسه‌ی بزرگ نیاز به اتاق کنفرانس دارید و قبلا توسط دیگری رزرو شده‌است؟ اگر با رییس دفتر دوستی نزدیکی داشته‌باشید، شاید بیش‌تر مشتاق باشد وقتی کارتان گیر است از نفوذش به نفع شما استفاده کند.

جهت مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید...

یادگرفتن رویکرد و روش حل مسائل با استفاده از برنامه نویسی

"فناوری متحول می شود اما منطقش همان است. مهم نیست که امروز در دبیرستان چه زبان برنامه نویسی خاصی را یاد می گیرید. مهم، یادگرفتن رویکرد و روش حل مسائل با استفاده از برنامه نویسی است."
 برنامه نویسی
 امروز رایانه ها نقش مهمی در تمامی جنبه های زندگی روزمره ما دارند. در اروپا مدارس زیادی آموزش این مهارت را در برنامه درسی شان قرارداده اند. آیا آشنایی با برنامه نویسی یکی از مهارتهای ضروری قرن بیست و یکم است؟ آموزش این مهارت در مدارس از چه سنی باید آغاز شود و چگونه می توان شکاف جنسیتی موجود بین متخصصان فن آوری اطلاعات را از میان برد؟ در این گزار جهان آموزش به سراغ طرحهای آموزشی می رویم که هدفشان تربیت نسل بعدی متخصصان فناوری اطلاعات است.
 

فرانسه، آموزش برنامه نویسی در مهدکودکها

در تعدادی از کشورهای اروپایی دانش آموزان اصول اولیه برنامه نویسی را از دوره ابتدایی می آموزند. اما طرحی در فرانسه اما در نظر دارد آموزش برنامه نویسی را از سنین پایینتر برای کودکان فراهم کند

کودکان عاشق روبات ها هستند. مهد کودک تاردی در شهر "سنت اتین” هم با توجه این علاقه، کودکان را با اصول اولیه برنامه نویسی کامپیوتری آشنا می کند. کودکان این مهدکودک حین بازی با مکعبهای چوبی که با امواج رادیویی کار می کنند، برنامه نویسی با روباتی را می آموزند که "کوبتو” نام دارد. شرکت ایتالیایی موسوم به پریمو این ربات آن را طراحی کرده است.

اگر کودک ژتون سرخ را در کنترل راه دور بگذارد روبات مستقیم به جلو خواهد رفت. اگر ژتون آبی را در کنترل بگذارد به سمت چپ خواهد رفت و با ژتون زرد به سمت راست. به این ترتیب برای روبات برنامه می نویسد و آن را کنترل می کند.

هدف از بازی "پریمو” این است که دانش آموز توان پیش بینی و تجسم فضایی کسب کند، اما مهمتر از آن متوجه می شود که برنامه روباتهای پیچیده توسط انسان نوشته شده است.

بازی پریمو تاکنون تحت نظارت انجمن فرکانس مدارس که هدفش آموزش فناوری اطلاعات به شهروندان در تمام سنین است، به آزمایش درآمده است. پس از این آزمایش مسئولان تصمیم خواهند گرفت که آیا این برنامه به هزینه دولت در مقیاس گسترده تری اجرا شود یا نه.

جهت مشاهده ادامه مطلب و گزارش تصویری مرتبط اینجا کلیک کنید...